حقایق مهم یا شاید ترسناک در مورد جن ها


حقایق مهم یا شاید ترسناک در مورد جن ها

جن به معنای نامرئی، دور از چشم و پنهان است. در واقع این کلمه اشاره به ماهیت جن دارد، بنابراین فرزندی که هنوز متولد نشده و در شکم مادر است و دیده نمی شود جنین نامیده می شود.
الف ها موجوداتی هستند که مانند انسان و حیوان غذا می خورند، دارای جنسیت نر و ماده بوده و توانایی تولید مثل دارند.
موضوعات مختلفی در زندگی ما وجود دارد که با شنیدن آنها ناخودآگاه ترس و هیجان در وجودمان ایجاد می شود. جن یکی از آن موضوعاتی است که هر وقت در مورد آن صحبت می کنیم، افکار عجیب و ترسناک زیادی به ذهنمان خطور می کند، هرچند که ممکن است فقط جن و ارواح را در فیلم های ترسناک دیده باشیم.
اگر بخواهیم دید وسیعی به جن و ارواح داشته باشیم باید بگوییم:
موجودی با هوش و اراده است که به دلیل ماهیتش تحت پوشش حواس انسان است و در شرایط عادی با حواس قابل درک نیست. او به عنوان یک مرد وظیفه دارد. (سوره حجر، آیات 29-42، سوره جن، آیات 11-15)
مؤمنان آنها در خدمت ائمه (علیهم السلام) هستند و مؤمنان و شیعیان را برادر خود می خوانند. (میزان الحکمه، محمدی رای شهری، ج 2، ص 11)
اکثر مردم بر این باورند که شیاطین گروهی از موجودات زنده هستند که دارای افکار و احساسات هستند، اگرچه نامرئی هستند و قدمت خلقت آنها به هزار سال قبل از بشریت می رسد و آنها از آتش آفریده شده اند.
خداوند در قرآن می فرماید:
و دنیا او را پیش از آتش زهرآلود آفرید (سوره حجر، آیه 27).

و جن را پیش از این از آتش سوزان و بدون دود آفریدیم.
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِرَجٍ مِنْ نَارٍ ﴿ سوره رحمان، آیه 15.

و جین مخلوط [از شعله های مختلف] آتش ایجاد کرد
حقیقت پنهان و مرموز در مورد این موجودات چیست؟
از دیرباز تا به امروز کنجکاوی و تحقیق زیادی در مورد «جین» توسط مردم صورت گرفته است و با توجه به این کنجکاوی ها، باورهای گوناگون و متضادی در مورد این موضوع در ذهن آنها شکل گرفته است که نمی توان گفت هیچ کدام مستند نیست. و قابل اعتماد نیستند.
ابتدا اجازه دهید در مورد معنای لغوی کلمه جن صحبت کنیم. جن به معنای نامرئی، دور از چشم و پنهان است. در واقع این کلمه اشاره به فطرت جن دارد پس فرزندی که هنوز متولد نشده و در شکم مادر حضور دارد و دیده نمی شود جنین نامیده می شود.قرآن کریم محسوب می شود.
تفاوت انس، جن و فرشتگان:
وجه اشتراک این سه موجود تجرد، اراده، اختیار، عقل، مسئولیت و نظم زندگی است.
با این تفاوت که جن و انس بدن دارند ولی ملائکه بدن ندارند و اگر با بدن دیده شده اند آن بدن مظهر آن فرشته است نه خود فرشته. (سوره مریم آیه 17)، یعنی در قوای ذهنی انسان به شکل مناسب ظاهر می شوند بر خلاف مردان که بدن خارجی دارند و بر خلاف جن که بدن دارند اما به صورت مرکب یعنی در صورت فشرده شدن می توانند. خارجی دیده شود
فرشته هوای نفس و شهوت ندارد اما انس و جن هوای نفس و شهوت دارند. (سوره رحمان، آیه 56).)

همه فرشتگان معصومند اما همه انس و جن بی گناه نیستند.
فرشتگان هم در فطرت و هم در اعمالشان مجردند، یعنی. آنها کار خود را با اراده انجام می دهند، نه با وسیله. اما انس و جن ذاتاً مفرد هستند اما تا اینجا مادی هستند یعنی باید کارها را با ابزار انجام دهند.
همه فرشتگان و جن ها روی زمین زندگی دارند، اما همه انسان ها روی زمین زندگی ندارند.
ملائکه قیامت به معنای قصاص ندارند، اما انس و جن دارند.
مسلمانان شیعه و سنی دارند، اما جنیان مسلمان فقط شیعه هستند.
آیت الله قاضی (ره) استاد علامه طباطبایی (ره) فرمودند:
ما هیچ جن سنی نداریم. زیرا برخی از جنیان که شاهد کنت مولا من در غدیر حم بودند هنوز زنده هستند و شاهد این واقعه هستند. (آیت الله فنایی، مقرب آیت الله جوادی آملی).

فرشته محدود است و رسمی معلوم است « و هیچ یک از ما موقعیت مشخصی نداریم.» (سوره صافات، آیه 164)) اما انس و جن ظرفیت نامحدودی دارند.
در انس و جن جنسیت (مذکر و مؤنث) وجود دارد، اما فرشتگان جنسیت ندارند.
ملائکه از نور آفریده شده اند اما بدن انسان از خاک و گل و بدن جن از آتش و به تعبیر قرآن از مرج یعنی از زبان آتش آفریده شده است.

«و جن را آفرید تا از آتش دوزخ در امان نمانند». (سوره الرحمن آیه 15)

ترجمه: و جین مخلوط [از شعله های مختلف] آتش ایجاد کرد

و انسان را از گل از گل قدیم آفریدیم (26) و جن را که از قبل آفریدیم (از جهنم) 7

ترجمه: و ما انسان را از گل خشکی آفریدیم که از گل کثیف و تیره گرفته شده است. و جن را پیش از این از آتش سوزان و بدون دود آفریدیم.
ملائکه دارای جنسیت نر و ماده و ازدواج و زایش نیستند، بلکه نر و ماده انس و جن دارند(سوره جان، آیه 6) و ازدواج کرده و صاحب فرزند می شوند (جن الشیطان، صفحه 57).

حتی در بین فقها این بحث وجود دارد که آیا انس و جن می توانند با یکدیگر ازدواج کنند؟ برخی از فقها آن را جایز و برخی دیگر آن را حرام می دانند.
فرشتگان نمی میرند (مگر زمانی که روز قیامت برپا می شود) اما انس و جن می میرند.
جن ها قد کوتاهی دارند (تقریباً دو ذراع)، اما می توانند به اندازه یک گنجشک کوچک شوند یا برعکس، می توانند به بزرگی یک اتاق رشد کنند.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
روزی پیامبر (ص) نشسته بود، مردی به قد درخت خرما خدمت ایشان رسید. سلام کرد، حضرت در جواب فرمود: «او و کلامش مانند جن هستند». سپس به او گفت: تو کیستی؟ گفت: من حام بن او و پسر لاتیس بن ابلیس هستم. (بحارالأنوار ص 83)
چه چیزی جن ها را می ترساند؟

بسم الله گفتن
حتی اگر جنیان از بسم الله می ترسند، این در مورد همه آنها به ویژه مؤمنان صدق نمی کند. ( تفسیر المیزان، جلد 12، ص 223; تفسیر المیزان، جلد 20، صفحه 60)
جن ها چگونه مردم را آزار می دهند؟
راه حل های زیادی در مورد مشکل جنیان وجود دارد، اما خرافات و استفاده از آنها ثابت نشده است.
خداوند در آیه 275 سوره بقره می فرماید:
کسانی که ربا می خورند [در میان مردم و برای امر معیشت و زندگی] آنها برانگیخته نمی شوند مگر به عنوان برانگیختن کسی که شیطان با تماس خود او را برهم زده است [و تعادل روانی و عقلی اش را مختل ساخته] زیرا فرمودند: خرید و فروش مانند ربا است. در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ماهی را حرام کرده است.
پس هر که از پروردگارش پند گرفت و [از کار زشت خود] بس کن، این را ببر [پیش از تحریم آن] سزاوار است که کار او و اوست [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتی] با خداست. و کسانی که [به عمل زشت خود] برگرد [و نهی خدا را احترام نکنند] پس اهل آتشند و در آن جاودانند.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید:
آنچه آیه بر آن دلالت می کند چیزی نیست جز این که حداقل برخی از جنون ها مستند ارواح شیطانی است و استناد جنون به عللی مانند شیطان موجب بطلان اسباب طبیعی نمی شود، بلکه اسباب طبیعی در علل غیر طبیعی است نه در درون آنها. (تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 2، ص 574)
نتیجه اینکه جن و شیاطین هیچ گونه تسلط اجباری و غیرارادی بر انسان ندارند و هر انحرافی که نسبت به انسان انجام می دهند با اراده و اختیار انسان همراه است، اما برخی از مشکلات زندگی انسان ناشی از آن است که وجود ندارد. شک کنید که آنها شیاطین هستند. این یک امتحان برای ماست. بنابراین باید گفت بین سختی و انحراف تفاوت زیادی وجود دارد. انحراف مختص مؤمنان نیست، بلکه سختی ها برایشان مقدر شده است.
آیات و ادعیه به بیرون راندن شیاطین دستور داده است
سوره مزمل
برای رهایی از شیاطین و پری و… آیه 9 سوره مزمل را بنویسید و به گردن بیمار ببندید تا شفا یابد و بلا از او دور شود. (تحفة الاسرار، ص 236)

نام خداوند بخشنده

پروردگار مشرق و مغرب، معبودی جز او نیست، پس او را مأمور خود بپذیر (سوره مزمل، آیه 19)
سوره مبارکه طارق

از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل شده است:
هر کس سوره مبارکه طارق را با ایمان سه بار با نیت خالص و توجه به خدا و معنای آن بخواند از شر او در امان است. (صفات آیات قرآن کریم، صفحه 201)
سوره مبارکه احکاف
همچنین هرکس سوره مبارکه احکاف را هفت مرتبه با نیت خالص و توجه به خدا و معنای آن بخواند بسیار مؤثر است و او را از آزار و اذیت حفظ می کند. (صفات آیات قرآن کریم، صفحه 153)
ذکر المؤمنین
هر کس 136 مرتبه ذکر شریف المؤمنین را بخواند از شر زن و مرد محفوظ می ماند. ( مصباح، کفعمی، ص457)
ضرر جنیان به انسان
آزار و اذیت ارواح خبیث و سرگردان و تأثیر آنها در موفقیت یا شکست مردان در کار، فرضیه ای پوچ و پوچ و فاقد شواهد عقلی، تجربی و نقلی است. زیرا پر واضح است که ارواح نه آنقدر بیکارند که بی جهت در کار خلقت خداوند دخالت کنند (مکارم، ارتباط با ارواح، چاپ دهم، ص 162)، و نه چنین قدرت و اجازه ای از جانب خداوند دارند; زیرا تنها مؤثر در عالم هستی است.
در مورد تعقیب جن و آسیب رساندن به انسان، مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشد می فرماید:
در آثار ابن عباس آمده است: پیامبر اسلام (ص) هنگامی که به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، شبانه به دره هولناک و سخت رسید. آخر شب جبرئیل بر او نازل شد و به او خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده اند و قصد بدی کرده اند و تو و یارانت را شکار می کنند. (شیخ مفید، ارشاد، ص ۳۹۹)
اگرچه وجود جن یک امر واقعی است و آنها در نوع خود شرور و صالح هستند و قدرت انجام کارهای بزرگ و خارق العاده را دارند، اما واقعیت این است که در مورد این موجودات زیاده روی شده و دروغ و خرافات فراوانی در آن وجود دارد. در ذهن مردم آنجا افسانه هایی در مورد این موجود وجود دارد که آنها را فقط بدخواه و آزاردهنده، بدخلق و بداخلاق می دانند که اگر یک دیگ آب گرم روی آنها بریزید خانه ها و خرافات مشابه را به آتش می کشند. که به هیچ چیز ربطی ندارند.عقل و منطق مناسب نیست و قابل قبول نیست. (تفسیر نمونه، جلد 25، چاپ نهم، صفحات 155 و 156)

دیدگاهتان را بنویسید